برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hail به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hail
(اسم) تگرگ (مثال اول) – مقدار یا تعداد یا حجم زیادی از چیزی که با هم روانه میشوند یا فرو میریزند (مثال دوم و سوم)
hail
فعل
hails; hailed; hailing
(فعل) اینکه بگویید که تگرگ میبارد (مثال اول) – خوش آمد گفتن یا ستایش کردن یا نام بردن چیزی یا کسی با افتخار (مثال دوم و سوم) – صدا کردن کسی یا چیزی برای متوقف کردن یا جلب توجه آن (مثال چهارم)
It's hailing.
دارد تگرگ میبارد.
The crowds hailed the champion.
جمعیت، آن قهرمان را ستایش کردند. (یا = جمعیت از آن قهرمان به شکوه خوش آمد گفتند)
They hailed him as their hero.
آن ها از او به عنوان قهرمان خود یاد می کردند.
I tried to hail him from across the room.
من سعی کردم از آن طرف اتاق او را صدا بزنم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) hail from اهل جایی بودن، در جایی به دنیا آمدن
My roommate hails from Indiana.
هم اتاقی من اهل ایندیانا است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hail، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

