koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی circle به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

circle

اسم

US /ˈsɚkəl/

circles

(اسم) دایره

Colored paper was cut into circles, squares, and triangles.

کاغذ ها رنگی به شکل دایره ها، مربع ها و مستطیل ها برش داده شده اند.

Arrange the candles to create a circle.

شمع ها را مرتب کنید تا یک دایره بسازید.

circle

فعل

circles; circled; circling

(فعل) دور چیزی قرار گرفتن – چرخ زدن دور چیزی (مثال اول) - دور چیزی خط کشیدن (مثال دوم) - circle around a subject در مورد چیزهای مربوط به چیزی حرف زدن (مثال سوم)

The ship circled the island.

کشتی دور جزیره چرخ زد.

Circle the correct answer.

دور جواب درست را خط بکشید.

He circled around the idea of paying authors more for their books.

او در مورد مسائل مربوط به پرداخت پول بیشتر به نویسندگان برای کتابهایشان حرف زد.