برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی battle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل battle
(اسم) نبرد، درگیری - a running battle درگیری یا نزاعی که برای مدتی ادامه پیدا میکند - a battle of wits درگیری یا نزاعی که هر طرف سعی میکند از هوش خود برای پیروزی استفاده کند - battle of wills جنگ اراده ها - an uphill battle یک شرایط بسیار دشوار، یک کار بسیار دشوار - a losing battle کاری که برای آن تلاش میکنید و احتمال پیروزی یا موفقیت در آن بسیار پایین و حتی صفر است (مثال دوم) - do battle جنگیدن (مثال سوم)
It ended in a gun battle between police and drug smugglers.
درگیری مسلحانه بین پلیس و قاچاقچیان مواد مخدر پایان یافت.
a gardener fighting a losing battle against weeds
باغبانی که تلاش بی ثمری را برای نابودی علف های هرز میکند
ready to do battle
آماده برای جنگیدن
battle
فعل
battles; battled; battling
(فعل) جنگیدن - battle it out بحث کردن یا جنگیدن (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره battle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


