برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی و کاربرد kickoff در زبان انگلیسی
معنی مفهومی kickoff
(اسم) در فوتبال (آمریکایی، انگلیسی و مانند آن)، ضربهای که با آن بازی یا هر یک از دو نیمهٔ آن شروع میشود — شروع یا آغاز رسمی چیزی، مثل یک رویداد یا برنامه (مترادف پرکاربرد: start)
مثالهای کاربردی با kickoff
The kickoff is scheduled for 3 p.m. on Sunday.
ضربهٔ آغازین بازی برای ساعت ۳ بعدازظهر یکشنبه برنامهریزی شده است.
The referee blew the whistle for kickoff.
داور سوت شروع بازی را زد.
the kickoff of a charity campaign
آغاز یک کمپین خیریه
Tonight's dinner marks the kickoff of the festival.
شام امشب نشاندهندهٔ آغاز جشنواره است.
kickoff meeting
جلسهٔ آغازین (اصطلاحی رایج در محیط کار برای اولین جلسهٔ یک پروژه)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kickoff، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

