برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی quick به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل quick
(صفت) سریع – زرنگ، تیز هوش (مثال دوم) - be quick to do something واکنش سریع نشان دادن به کار یا گفته کسی (فورا - مثال سوم)
a quick look
یک نگاه سریع
She’s a quick learner.
او یک شاگرد تیز هوش است.
The government was quick to deny any involvement in the attacks.
دولت فورا هرگونه دخالت در آن حملات را انکار کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quick، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

