عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل medium

medium

صفت

US تلفظ صوتی/ˈmiːdijəm/

(صفت) متوسط – (در مورد گوشت) نیم پز

a girl of medium height

یک دختر با قد متوسط

Would you like your steak medium?

دوست دارید استیکتان نیم پز باشد؟

medium

اسم

mediums or media /ˈmiːdijə/

(اسم) راهی که اطلاعات و غیره به مردم می رسد (مدیوم – مثال اول) – چیزی که در اندازه متوسط است (مثال دوم) – وسیله کار یک هنرمند (مثال سوم) - رسانه یک هنرمند که با آن حرف خود را بیان می کند

The internet is the modern medium of communication.

اینترنت روش (مدیوم) امروزی برقراری ارتباط است. (جمع medium در این معنی media است)

I take a medium.

من سایز متوسط را بر می دارم. (جمع medium در این معنی mediums است)

Watercolor is her favorite medium.

آبرنگ وسیله مورد علاقه او است.

His favorite medium is painting.

رسانه مورد علاقه او نقاشی است. (یعنی با نقاشی حرف خود را به مخاطب می رساند)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) وسیله – محیط (مثال دوم) - کسی که ارواح مردگان را احضار می کند

Video is a good medium for learning a foreign language.

ویدیو ابزار خوبی برای یادگیری یک زبان خارجی است.

The bacteria were growing in a wet medium.

باکتری ها در یک محیط مرطوب رشد می کردند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته