koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی assign به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

assign

فعل

US /əˈsaɪn/

assigns; assigned; assigning

(فعل) واگذار کردن کاری به کسی (مثال اول) - اختصاص دادن زمان برای انجام کاری، پس شما تصمیم دارید که آن کار را در آن زمان انجام دهید (مثال دوم) - اختصاص دادن یک مشخصه یا مقدار برای چیزی (مثال سوم)

UN troops were assigned the task of rebuilding the hospital.

وظیفه بازسازی بیمارستان به نیرو های سازمان ملل واگذار شده است.

Have you assigned a day for the interviews yet?

آیا تاکنون روزی را برای مصاحبه ها اختصاص داده اید (تعیین کرده اید)؟

Assign a different color to each different type of information.

برای هر نوع از اطلاعات (محرمانه، سری و ...) یک رنگ متفاوت اختصاص بده.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) دلیلی را برای چیزی در نظر گرفتن، قلمداد کردن، ذکر کردن (مثال اول) - فرستادن کسی به جایی برای انجام یک کار (مثال دوم) - واگذار کردن ملک، پول و... به کسی به صورت قانونی (مثال سوم)

Detectives have been unable to assign a motive for the murder.

کارآگاه هان نتوانسته اند انگیزه ای برای این قتل ذکر کنند.

He was assigned to the newspaper's Paris office.

او برای کار به دفتر پاریس روزنامه فرستاده شد.

His property was assigned to his grandchildren.

ملک او به نوه اش واگذار شد.