برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی confirm به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل confirm
(فعل) یک توافق یا نقشه یا یک جلسه را نهایی کردن یا تصویب کردن – تایید کردن (مثال دوم) – پذیرفتن و تصدیق کردن یک دین
The hotel has confirmed our reservation.
هتل، اتاق های رزرو ما را نهایی کرده است.
She said she could not confirm or deny the allegations.
او گفت که نمی تواند آن ادعاها را تأیید یا رد کند.
She was baptized when she was a month old and confirmed when she was thirteen.
او وقتی که یک ماهه بود غسل تعمید داده شد و وقتی سیزده ساله شد تصدیق کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره confirm، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

