برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dinner به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dinner
(اسم) ناهار – ضیافت بزرگ – غذا (مثال آخر)
The restaurant is open for dinner from 5 p.m. to 10 p.m.
این رستوران برای شما از ساعت 5 تا 8 شب باز است.
ضیافت جمع آوری کمک مالی / خیریه
a frozen dinner
غذای یخ زده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dinner، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

