برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی thought به فارسی
معنی و کاربرد thought به عنوان فعل
(فعل) شکل گذشته ساده و اسم مفعول فعل think به معنی فکر کردن، اندیشیدن یا عقیده داشتن
thought
اسم
thoughts
معنی و کاربرد thought به عنوان اسم
(اسم) فکر، اندیشه، چیزی که در ذهن فرد وجود دارد (مثال اول) – تفکر و اندیشیدن (مثال دوم) – توجه یا ملاحظه نسبت به کسی یا چیزی (مثال سوم) – نظر، عقیده یا دیدگاه درباره یک موضوع (مثال آخر)
The thought of selling the car never crossed my mind.
فکر فروش ماشین هرگز به ذهنم نرسید.
She was staring at the corner of the room, lost in thought.
او به گوشه اتاق خیره شده بود و غرق در فکر و اندیشه بود.
Have you no thought for anyone but yourself?
آیا به جز خودت به هیچکس دیگری فکر نمیکنی؟
اندیشه اقتصادی مدرن
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) give sth some thought به چیزی فکر کردن و آن را با دقت بررسی کردن
عبارتها و اصطلاحات پرکاربرد با thought
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on second thought وقتی به کار میرود که فرد پس از کمی فکر کردن نظر یا تصمیم خود را تغییر میدهد
I'll go to work. Or, on second thought, I'll stay at home.
من سر کار میروم. یا نه، حالا که بیشتر فکر میکنم، خانه میمانم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) perish the thought الف: این فکر را از ذهنت بیرون کن (مثال اول) – ب: خدای نکرده، زبانم لال، دور از جان، برای بیان اینکه امیدواریم اتفاق بدی نیفتد (مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره thought، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

