برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی empty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل empty
(صفت) خالی (دو مثال اول) - come up empty در پیدا کردن یا دست یافتن به چیزی را کسی شکست خوردن - empty of تهی از چیزی (مثال سوم)
empty
فعل
empties; emptied; emptying
(فعل) خالی کردن - empty into (در مورد رود و غیره) درون چیزی ریختن یا جاری شدن (مثال سوم)
empty
اسم
empties
(اسم) یک بطری یا قوطی خالی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره empty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

