برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cool به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cool
(صفت) کمی سرد (خنک) – بی تفاوت، بی اعتنا - خونسرد
a cool evening/breeze
یک غروب / نسیم خنک
I'm sorry I acted cool toward you.
مرا ببخش که نسبت به تو بی اعتنا بودم.
Just stay cool and don't panic.
فقط خونسرد باش و وحشت زده نشو.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) خیلی خوب، عالی – (در مورد رنگ) نه خیلی روشن و نه خیلی تیره (رنگ های سرد)
cool
فعل
cools; cooled; cooling
(فعل) خنک کردن یا خنک شدن – آرام کردن یا آرام شدن، فروکش کردن یک طبع
cool
اسم
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cool، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


