برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی theater به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل theater
(اسم – در بریتیش: theatre) تئاتر، هنرهای نمایشی، سالن تئاتر، سالن سخنرانی - operating theater/room اتاق عمل در بیمارستان
a lecture theater
یک سالن سخنرانی
a theater performance
یک اجرای تئاتر
a festival of theater
یک جشنواره تئاتر (هنر های نمایشی)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره theater، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

