koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی idea به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

idea

اسم

US /aɪˈdiːjə/

ideas

(اسم) نظر، ایده (مثال اول) – دانش یا فهم چیزی (مثال دوم) – اعتقاد (مثال سوم)

She’s full of bright ideas.

او پر از نظرات درخشان است.

You have no idea what I just said, do you?

تو دانشی درباره آنچه که الان گفتم نداری (چیزی درباره آنچه گفتم نمی دانی)، داری؟

They have some unusual ideas about parenting.

آن ها اعتقادات غیر معمولی درباره پدر و مادر بودن دارند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) هدف یا دلیل (مثال اول) - have no idea اطلاعی نداشتن - your idea of sth منظور شما از چیزی (مثال دوم) - what an idea! اینکه بگویید که نظری یا پیشنهادی احمقانه است (چه نظر، حرف یا ایده احمقانه ای!) - you have no idea برای اینکه تاکید کنید چیزی تا چه اندازه خوب یا بد است (مثال سوم) - come up with/have an idea ایده داشتن یا ارائه کردن

The idea behind the law is to raise money for education.

هدف پشت این قانون، افزایش منابع برای آموزش و پرورش است.

Playing chess is not my idea of fun.

منظور من از خوشگذرانی شطرنج بازی کردن نبود.

You’ve no idea how much trouble we been through.

اصلا نمی توانید درک کنید که چقدر مشکل ما داشتیم.