برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی advise به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل advise
(فعل) توصیه کردن، پند دادن
You are strongly advised to lose some weight.
اکیداً توصیه می شود که مقداری وزن کم کنید.
Sara always advises against hasty actions.
سارا همواره توصیه می کند که اقدامات شتاب زده انجام ندهیم.
They advised against the use of military force.
آن ها توصیه کردند که از نیروی نظامی استفاده نشود.
I advise selling your old boat.
من توصیه می کنم قایق قدیمی خود را بفروشید.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره advise، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


