koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی advise به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

advise

فعل

US /ədˈvaɪz/

advises; advised; advising

(فعل) توصیه کردن، پند دادن

You are strongly advised to lose some weight.

اکیداً توصیه می شود که مقداری وزن کم کنید.

Sara always advises against hasty actions.

سارا همواره توصیه می کند که اقدامات شتاب زده انجام ندهیم.

They advised against the use of military force.

آن ها توصیه کردند که از نیروی نظامی استفاده نشود.

I advise selling your old boat.

من توصیه می کنم قایق قدیمی خود را بفروشید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) به کسی اطلاعات دادن (دو مثال اول) – adviser یا advisor کسی که مشاوره می دهد، مشاور (مثال سوم) - ill–advised (صفت) احمقانه (foolish) - well–advised (صفت) معقول، هوشمندانه

He advised us that the meeting has been postponed.

او به ما خبر داد که جلسه به تاخیر انداخته شده است.

Keep us advised of any new developments.

هر گونه تحولی را به ما اطلاع دهید.

a special adviser to the President on foreign affairs

مشاور ویژه رئیس جمهور در امور خارجه