koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی team به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

team

اسم

US /ˈtiːm/

teams

(اسم) تیم - work as a team گروهی کار کردن

the medical team

تیم پزشکی

the management/finance/marketing team

تیم مدیریت/امور مالی/بازاریابی

a baseball/basketball team

یک تیم بیسبال/بسکتبال

team

فعل

teams; teamed; teaming

(فعل) گرد هم آوردن، در یک گروه جمع شدن - team up تیم تشکیل دادن، یک گروه شدن

He was teamed with his brother in the doubles.

او با برادرش در یک گروه دو نفره تیم شدند. (به صورت تیم در آمدند)

The two companies have teamed up to provide a new class of multimedia services.

این دو شرکت با هم یک تیم شدند تا سطح جدیدی از خدمات رسانه ای را ارائه دهند.