برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی team به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل team
(اسم) تیم - work as a team گروهی کار کردن
the medical team
تیم پزشکی
the management/finance/marketing team
تیم مدیریت/امور مالی/بازاریابی
a baseball/basketball team
یک تیم بیسبال/بسکتبال
team
فعل
teams; teamed; teaming
(فعل) گرد هم آوردن، در یک گروه جمع شدن - team up تیم تشکیل دادن، یک گروه شدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره team، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


