برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی life به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل life
(اسم) زمان بین تولد تا مرگ، زندگی، حیات – تجربه خاص کسی، بخش خاصی از زندگی کسی (دو مثال آخر)
آن جراحی زندگی او را نجات داد.
the miracle of life
معجزه حیات
She rarely talks about her private life.
او به ندرت درباره زندگی خصوصی اش حرف می زند.
She spent her entire adult life in Iran.
او تمام بزرگسالی اش را در ایران گذراند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) عمر چیزی، مدت زمان کار کردن چیزی – انرژی، انگیزه
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره life، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

