برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shooting به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shooting
(اسم) تیراندازی، شلیک – فعالیت یا ورزش تیراندازی – فیلم برداری یا عکس برداری
shooting
صفت
(صفت) شلیک، تیراندازی – (مربوط به درد) شدید، تیر کشان (مثال آخر) – فیلم برداری یا عکس برداری
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shooting، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


