برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی attempt به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل attempt
(فعل) تلاش کردن برای انجام کاری دشوار
attempt
اسم
attempts
(اسم) تلاش برای انجام کاری دشوار (چهار مثال اول) - an attempt on someone's life تلاش برای کشتن کسی (مثال آخر)
He made several attempts to escape.
او چندبار برای فرار کردن تلاش کرد.
a suicide attempt
تلاش برای خودکشی
Doctors made a desperate attempt to save his life.
دکتر ها تمام تلاش خود را برای نجات جان او بکار گرفتند.
He made no attempt to save his marriage.
او تلاشی برای نجات دادن زدگی زناشویی خود کرد.
He has already survived three attempts on his life.
او تا کنون از سه مورد سوء قصد جان سالم به در برده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره attempt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


