koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی contact به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

contact

اسم

US /ˈkɑːnˌtækt/

contacts

(اسم) ارتباط – تماس بین دو چیز یا دو سطح – افراد یا فرد با نفوذی که می تواند به شما کمک کند (رابط، پارتی)

I don't have much contact with my uncle.

من ارتباط زیادی با عموی خود ندارم.

infections transmitted through sexual contact

عفونت هایی که از طریق تماس جنسی منتقل می شوند

He tried to use his contacts to get a better job in advertising.

او سعی کرد تا از رابط های خود استفاده کند تا شغل مناسب تری در صنعت تبلیغات به دست بیاورد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) لنز چشم – تماس بین دو شی

He lost one of his contacts in the swimming pool.

او یکی از لنزهایش را در استخر شنا گم کرد.

The contact must be maintained for the current to flow.

برای حرکتِ جریان (مثل جریان برق) باید تماس حفظ شود (برقرار باشد).

contact

فعل

contacts; contacted; contacting

(فعل) ارتباط برقرار کردن

I've been trying to contact you all day.

تمام روز داشتم سعی می کردم با شما ارتباط برقرار کنم.