برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی contact به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل contact
(اسم) ارتباط – تماس بین دو چیز یا دو سطح – افراد یا فرد با نفوذی که می تواند به شما کمک کند (رابط، پارتی)
I don't have much contact with my uncle.
من ارتباط زیادی با عموی خود ندارم.
infections transmitted through sexual contact
عفونت هایی که از طریق تماس جنسی منتقل می شوند
He tried to use his contacts to get a better job in advertising.
او سعی کرد تا از رابط های خود استفاده کند تا شغل مناسب تری در صنعت تبلیغات به دست بیاورد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) لنز چشم – تماس بین دو شی
contact
فعل
contacts; contacted; contacting
(فعل) ارتباط برقرار کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره contact، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


