koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی escape به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

escape

فعل

US /ɪˈskeɪp/

escapes; escaped; escaping

(فعل) فرار کردن – فراموش کردن - escape the ax از حذف شدن یا کم شدن و غیره فرار کردن - there is no escaping مطمئنا، اینکه بگویید چیزی غیر قابل انکار است (مثال آخر)

to escape from prison

فرار کردن از زندان

Several passengers escaped without injury.

چندین مسافر بدون جراحت فرار کردند.

His name escapes me.

نام او را به یاد ندارم.

There's no escaping the fact that this team needs a new couch.

این حقیقت که این تیم به یک مربی تازه نیاز دارد غیر قابل انکار است.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) نشت کردن، درز کردن – حرف یا نفس یا باد شکمی که بدون متوجه شدن خود فرد خارج شود

Gas is escaping from the tank.

گاز در حال نشت کردن از آن تانکر است.

A sigh of relief escaped her.

آهی از سر آسایش از او خارج شد. (بدون اینکه خودش متوجه باشد)

escape

اسم

escapes

(اسم) فرار – راه فرار (مثال دوم) – نشت، درز

There was no hope of escape from her disastrous marriage.

دیگر امیدی به فرار از ازدواج فاجعه بار او نبود.

The door was locked; there was no escape.

در قفل بود. راه فرار دیگری وجود نداشت.

an accidental escape of poisonous gases

نشت تصادفی گازهای سمی