برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی knowledge به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل knowledge
(اسم) آگاهی، درک، اطلاعات، اطلاع
The owner claims the boat was being used without her knowledge.
صاحب قایق ادعا می کند که بدون اطلاع او از آن استفاده شده است.
A lack of knowledge on the part of teachers is a real problem.
کمبود آگاهی از جانب معلم ها یک مشکل جدی است.
Did you have any knowledge of her intentions?
آیا اصلا اطلاعی از انگیزه های او داری؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره knowledge، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


