برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی quarterly به فارسی
معنی quarterly به عنوان قید
(قید) هر سه ماه یکبار، چهار بار در سال
مثال برای quarterly به عنوان قید
The rent is payable quarterly.
اجارهبها هر سه ماه یکبار پرداخت میشود.
The company publishes its financial results quarterly.
این شرکت نتایج مالی خود را هر سه ماه یکبار منتشر میکند.
quarterly
صفت
معنی quarterly به عنوان صفت
(صفت) سهماهه، فصلی؛ که هر سه ماه یکبار انجام میشود یا منتشر میشود
مثال برای quarterly به عنوان صفت
quarterly
اسم
معنی quarterly به عنوان اسم
(اسم) نشریهای که هر سه ماه یکبار منتشر میشود
مثال برای quarterly به عنوان اسم
He writes for a literary quarterly.
او برای یک نشریه ادبی که هر سه ماه یکبار منتشر میشود مطلب مینویسد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quarterly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

