برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی while به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل while
(حرف ربط) هنگامی که، در طول – با اینکه، علی رغم (مثال دوم) - در مقایسه با این حقیقت که، در حالی که، اما (مثال آخر)
I read it while you were drying your hair.
من این را وقتی تو داشتی موهایت را خشک می کردی خواندم.
While I am willing to help, I do not have much time available.
با اینکه تمایل به کمک کردن دارم، ولی وقت آزاد زیادی ندارم.
The first two services are free, while the third costs $50.
دو خدمت اول مجانی هستند ولی سومی 50 دلار هزینه دارد.
while
اسم
(اسم) یک مدت زمان - once in a while گاهی اوقات، هر از چند گاهی (مثال سوم) - be worth somebody’s while (to do/doing something) اینکه بگویید کسی بهتر است وقت یا پول را روی چیزی صرف کند چون ارزش دارد (مثال آخر)
He only had to wait a short while.
او تنها می بایست برای مدت کمی صبر می کرد.
I haven’t seen him for a while.
من او را مدتی است که ندیده ام. (a while یعنی مدتی طولانی - a little while به زودی، مدتی کم)
Everybody makes a mistake once in a while.
همه گاهی اوقات اشتباه می کنند.
It will be worth your while to come to the meeting.
به نفع تو خواهد بود که در این جلسه شرکت کنی.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) make it worth somebody’s while پیشنهاد پاداش به کسی در عوض انجام کاری
while
فعل
whiles; whiled; whiling
(فعل) while away خوشگذرانی کردن، مدتی را به شادی گذراندن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره while، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


