عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل schedule

schedule

اسم

US تلفظ صوتی/ˈskɛˌʤuːl/

schedules

(اسم) برنامه ریزی، برنامه – لیستی از حرکت پروازها یا قطار ها و غیره (مثال آخر)

Everything went according to schedule.

همه چیز طبق برنامه ریزی پیش رفت.

The peace talks well ahead of schedule.

گفتگوهای صلح به خوبی جلوتر از برنامه است.

class schedule

برنامه کلاسی

a bus/train/airplane/flight schedule

یک لیست حرکت اتوبوس/قطار/هواپیما/پرواز

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) لیست برنامه های تلویزیون یا رادیو – لیست قیمت ها و نرخ ها

a schedule of postal charges

لیستی از هزینه های پستی

schedule

فعل

schedules; scheduled; scheduling

(فعل) برنامه ریزی کردن – scheduled (صفت) برنامه ریزی شده (مثال آخر)

I am scheduled to arrive at noon.

من برنامه ریزی کردن که ظهر برسم.

All other events scheduled for tomorrow will go ahead as planned.

تمام رویدادهایی که برای فردا برنامه ریزی شده اند، طبق برنامه پیش خواهند رفت.

a scheduled meeting

یک جلسه برنامه ریزی شده

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته