koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

آخر هفته های شگفت انگیز کوبدار - تخفیف برای همه آموزش ها
آخر هفته های شگفت انگیز کوبدار - تخفیف برای همه آموزش ها
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با cast

cast

فعل

US /ˈkæst/

casts; cast; casting

(فعل) موجب ظاهر شدن یا بروز چیزی مانند سایه یا نور (مثال اول) – انتخاب کردن بازیگر برای یک نقش – قالب گیری کردن یا در قالب ریختن

People complained about the shadows cast by the new skyscraper.

مردم از سایه های ایجاد شده توسط آسمان خراش جدید شکایت داشتند.

She’s been cast as a young doctor in a movie.

او به عنوان یک دکتر جوان در یک فیلم انتخاب شده است.

The bronze statue is being cast next week.

این مجسمه برنز هفته آینده قالب گیری می شود.

cast

اسم

casts

(اسم) گچ گیری اعضای شکسته بدن (البته به معنی قالب گیری اعضای شکسته بدن است که معمولا با گچ انجام می شود) – تمام بازیگران یک فیلم (مثال دوم) - قالب

My leg was in a cast for about six weeks.

پای من حدود شش هفته در گچ بود.

This is a list of full cast and crew of the movie.

این یک لیست از همه بازیگرها و عوامل در ایم فیلم است.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها