برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی simper به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل simper
(فعل) بی مورد و بی جا خندیدن طوری که آزار دهنده باشد (مثال اول) – چیز بی موردی را گفتن
Sara simpered at him as she spoke.
سارا وقتی حرف میزد، بیخود به آن پسر میخندید. (همراه با حرف زدن، بیخودی خنده هم میکرد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره simper، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

