برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bossy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bossy
(صفت) خود بزرگ بین، پر مدعا، ارباب منش
My older sister was very bossy.
خواهر بزرگ من خیلی پر مدعا بود. (خواهر بزرگ من خیلی رئیس بازی در می آورد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bossy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


