برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی plenty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل plenty
(ضمیر) مقدار زیاد، مقدار کافی
plenty
اسم
(اسم) نعمت، غنا
a land of plenty
یک سرزمین پر از نعمت
plenty
قید
(قید) خیلی، بیش از حد
I was plenty nervous.
من خیلی عصبی بودم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره plenty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

