برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی compost به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل compost
(اسم) کود کمپوست
a compost pile
توده ای از گیاه که برای پوسیده شدن و تولید کود در جایی انباشته شده اند
compost
فعل
composts; composted; composting
(فعل) پوساندن گیاه و تولید کود کمپوست
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره compost، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

