koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی assignment به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

assignment

اسم

US /əˈsaɪnmənt/

assignments

(اسم) ماموریت، کاری که به کسی سپرده میشود (سه مثال اول) – ارزش، مقدار، هویت یا چیزی را به چیزی اختصاص دادن (مثال چهارم) – واگذار یک دارایی یا حقی به کسی (مثال آخر)

a foreign/diplomatic assignment

یک ماموریت خارجی/دیپلماتیک

one of our reporters on assignment in China

یک از چهار خبرنگاری که در چین مشغول فعالیت هستند

his assignment to the embassy in china

ماموریت او در سفارت مستقر در چین

the computer's assignment of a number to each image

تخصیص دادن یک شماره به هر عکس توسط کامپیوتر

the assignment of property

واگذاری اموال