برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی gust به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل gust
(اسم) تند باد ناگهانی (مثال اول) – بروز ناگهانی یک احساس مانند خنده (مثال دوم)
gust
فعل
gusts; gusted; gusting
(فعل) وزیدن تند باد
Winds was gusting up to 60 miles per hour.
باد داشت با سرعت 60 مایل بر ساعت میوزید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره gust، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

