koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی sing به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

sing

فعل

US /ˈsɪŋ/

sings; sang /ˈsæŋ/ or sung /ˈsʌŋ/ ; sung; singing

(فعل) آواز خواندن، خوانندگی کردن – سوت قدرتمندی ایجاد کردن (مثال چهارم) - sing a different tune نظر خود را تغییر دادن، رویکرد خود را تغییر دادن، طرز حرف زدن خود را تغییر دادن (مثال آخر)

He sings beautifully.

او به زیبایی آواز می خواند.

to sing the national anthem

خواندن سرود ملی

Do you hear the birds singing?

آیا آواز خواندن پرندگان را می شنوی؟

A bullet sang past my ear.

یک گلوله سوت کشان از کنار گوش من عبور کرد.

He'd soon change his tune if he thought she'd lost interest.

اگر فکر می کرد که توجه را از دست می دهد خیلی زود نظرش را تغییر می داد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) sing along همخوانی کردن با کسی یا با یک آواز در حال پخش (مثال اول) - sing of با اشتیاق از کسی یا چیزی حرف زدن، با اشتیاق در خصوص کسی یا چیزی نوشتن - sing out الف: چیزی را با صدای بلند گفتن (مثال دوم) ب: با صدای بلند آواز خواندن

I think it's cute the way he sings along to the radio in the car.

به نظر من جوری که او با رادیو در خودرو همخوانی می کند، زیبا است.

The crowd sang out insults.

جمعیت با صدای بلند فحش می داد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) sing someone's/something's praises یا sing the praises of someone/something خوبی کسی یا چیزی را گفتن، تعریف کردن از کسی یا چیزی (مثال اول) – singing (اسم) خوانندگی (مثال دوم و سوم)

He's always singing her praises.

او همیشه خوبی آن دختر را می گفت.

He's still taking singing lessons.

او هنوز کلاس خوانندگی می رود.

her singing career

حرفه خوانندگی او