koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی apparent به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

apparent

صفت

US /əˈperənt/

(صفت) واضح، آشکار (دو مثال اول) - به نظر موجود یا به نظر درست، صوری (دو مثال آخر)

Her unhappiness was apparent to everyone.

ناخوشنودی او برای همه آشکار بود.

Then, for no apparent reason, the train suddenly stopped.

سپس، بدون دلیل آشکاری، قطار ناگهان متوقف شد.

She has this apparent innocence which, I suspect, she uses to her advantage.

او این معصومیت صوری را دارد که به گمان من به نفع خودش از آن استفاده می کند.

Their affluence is more apparent than real.

ثروت آن ها بیشتر صوری است تا واقعی.