برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ex به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ex
(اسم) شوهر یا زن یا دوست دختر یا دوست پسر سابق – قبلی (مثال دوم)
I ran into my ex at the restaurant yesterday.
من دیروز در رستوران به دوست پسر سابقم بر خوردم.
ex-president
رئیس جمهور قبلی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ex، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

