برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی arrest به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل arrest
(فعل) بازداشت کردن یا دستگیر کردن کسی (مثال اول) – متوقف کردن یک روند یا یک حرکت (مثال دوم) – جلب کردن توجه کسی یا چیزی (مثال سوم)
arrest
اسم
arrests
(اسم) دستگیری یک متهم یا مظنون (مثال اول) – ایست فعالیت قسمتی از بدن (مثال دوم و سوم) - be under house arrest در حبس خانگی بودن
Stop where you are! You are under arrest!
سر جایی که هستی بایست ! تو بازداشت هستی!
cardiac arrest
ایست قلبی
respiratory arrest
ایست تنفسی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره arrest، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

