بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی arrest به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل arrest

arrest

فعل

US تلفظ صوتی/əˈrɛst/

arrests; arrested; arresting

(فعل) بازداشت کردن یا دستگیر کردن کسی (مثال اول) – متوقف کردن یک روند یا یک حرکت (مثال دوم) – جلب کردن توجه کسی یا چیزی (مثال سوم)

Police arrested two suspects.

پلیس دو مظنون را دستگیر کرد.

The treatment can't arrest the disease's progress.

این روش درمان نمی تواند رشد بیماری را متوقف کند.

A photo of a beautiful princess arrested my attention.

تصویری از یک شاهدخت زیبا توجه مرا جلب کرد.

arrest

اسم

arrests

(اسم) دستگیری یک متهم یا مظنون (مثال اول) – ایست فعالیت قسمتی از بدن (مثال دوم و سوم) - be under house arrest در حبس خانگی بودن

Stop where you are! You are under arrest!

سر جایی که هستی بایست ! تو بازداشت هستی!

cardiac arrest

ایست قلبی

respiratory arrest

ایست تنفسی

📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره arrest، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان