koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی accompany به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

accompany

فعل

US /əˈkʌmpəni/

accompanies; accompanied; accompanying

(فعل) همراهی کردن، همراه بودن (مثال اول) - راهنمایی کردن کسی با همراهی او (مثال دوم) - با کسی به یک رویداد یا تفریح رفتن (مثال سوم)

The books are accompanied by four CDs.

این کتاب ها با چهار سی دی همراه هستند.

Would you like me to accompany you to your room?

به من اجازه می دهید تا شما را تا اتاقتان همراهی کنم؟

I have two tickets for the theatre on Saturday evening - would you like to accompany me?

من دو بلیت برای تئاترِ یکشنبه بعدازظهر دارم - دوست داری مرا همراهی کنی؟

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) خواندن یا نواختن یک ابزار موسیقی به همراه خواننده یا نوازنده دیگر (مثال اول) – accompanying (صفت) همراه یا همزمان با چیزی (مثال دوم)

Miss Jessop accompanied Mr. Bentley on the piano.

خانم جسوپ، آقای بنتلی را در پیانو همراهی کرد.

the accompanying documentation

اسناد همراه (اسنادی که علاوه بر یک چیز اصلی و همراه با آن وجود دارد یا ارائه میشود)