عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل root

root

اسم

US تلفظ صوتی/ˈruːt/

roots

(اسم) ریشه – اصل یا ریشه یا منبع (مثال سوم) – ریشه یک عدد در ریاضی (مثال چهارم)

He took hold of the plant's root and pulled.

او ریشه درخت را گرفت و کشید.

the root of a hair, tooth, or nail

ریشه مو، دندان یا ناخن

We have to get to the root of the problem.

ما باید به ریشه این مشکل بپردازیم.

4 is the 5th root of 1024.

چهار ریشه پنجم 1024 است. (4x4x4x4x4 = 1024)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) put down roots مقیم شدن در جایی، محل زندگی قرار دادن جایی - take root الف: ریشه کردن ب: پیشرفت کردن

Because of her husband’s job, they’d moved too often to put down roots anywhere.

به خاطر کار همسرش آنها اینقدر جابجا می شوند که نمی توانند هیچ جایی را محل زندگی دائمی خود قرار دهند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته