برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی root به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل root
(اسم) ریشه – اصل یا ریشه یا منبع (مثال سوم) – ریشه یک عدد در ریاضی (مثال چهارم)
He took hold of the plant's root and pulled.
او ریشه درخت را گرفت و کشید.
the root of a hair, tooth, or nail
ریشه مو، دندان یا ناخن
We have to get to the root of the problem.
ما باید به ریشه این مشکل بپردازیم.
4 is the 5th root of 1024.
چهار ریشه پنجم 1024 است. (4x4x4x4x4 = 1024)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره root، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

