برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی agent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل agent
(اسم) کسی که برای یا بجای دیگری کار میکند، نماینده، مامور (دو مثال اول) - special agent کسی که برای FBI کار میکند - double agent جاسوس دو جانبه – ماده شیمیایی، عامل، کسی یا چیزی که مسئول یا سبب کاری است (سه مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره agent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



