برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی whisper به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل whisper
(فعل) پچ پچ کردن، زمزمه کردن (مثال اول) – صدای کوچکی تولید کردن، نجوا کردن – مخفیانه مطالبی را گفتن یا پیشنهاداتی ارائه کردن (مثال دوم)
whisper
اسم
whispers
(اسم) پچ پچ، زمزمه، نجوا – شایعه (rumor) – مقدار خیلی کم از چیزی (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره whisper، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

