koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی annual به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

annual

صفت

US /ˈænjəwəl/

annuals

(صفت) سالی یک بار اتفاق افتادن (مثال اول) - در طول یک سال (مثال دوم)

The annual meeting is in July.

ملاقات سالیانه در ماه جلای است.

We had more snow this year than the average annual amount.

ما در این سال نسبت به میانگین هر ساله برف بیشتری داشتیم.

annual

اسم

(اسم) گیاهی که برای فقط یک سال یا یک فصل زنده است (مثال اول) - کتاب یا مجله ای که سالی یک بار منتشر می شود (مثال دوم)

We planted some annuals in front of the house.

ما تعدادی گیاه سالیانه در مقابل خانه کاشتیم.

The publishers of the encyclopedia put out a book each year called an annual.

ناشران دایرة المعارف هر ساله کتابی را منتشر می کنند که سالنامه گفته می شود.