koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی band به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

band

اسم

US /ˈbænd/

bands

(اسم) گروهی از افراد که با هم کار می کنند مانند موسیقی دان ها (مثال اول) – گروه (مثال دوم) – یک حلقه یا هر چیزی از جنس پلاستیک یا فلز یا پارچه و غیره که دور چیزی قرار دارد یا بسته میشود (بند، ربان و غیره - مثال سوم و چهارم)

a rock /jazz band

یک گروه موسیقی راک/جاز

a band of hunters

یک گروه از شکارچیان

a wrist band

یک مچ بند

a red silk band

یک ربان قرمز ابریشمی

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) لایه یا باند یا یک خط نازک یا باریک از چیزی (مثال اول) – باند در سیگنال (مثال دوم) - to beat the band خیلی واضح، بلند و غیره (مثال سوم)

a blue band round their eyes

یک خط آبی درو چشم هایشان

the AM band

باند am (در رادیو)

They were talking to beat the band.

آن ها با صدای خیلی بلند داشتند حرف میزدند.

band

فعل

bands; banded; banding

(فعل) band together یک گروه تشکیل دادن، جمع شدن برای کاری

banded together for protection

برای حفاظت با هم همکاری کنید