برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی expand به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل expand
(فعل) گسترش دادن یا بسط دادن در تعداد، اندازه یا اهمیت – شرح و بسط دادن، به تفصیل شرح دادن
the expanding universe
جهان در حال انبساط
The police have decided to expand their investigation.
پلیس تصمیم گرفته است تا تحقیقاتش را گسترش دهد.
I repeated the question and waited for her to expand.
من سوال را تکرار کردم و منتظر شرح تفصیلی او ماندم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) expand on/upon (something) بسط دادن یا ذکر جزئیات بیشتر – expandable (صفت) قابل ارتقا
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره expand، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

