برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی desperate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل desperate
(صفت) درمانده، مستأصل، ناامیدانه، از روی درماندگی – به شدت نیاز داشتن یا خواستن چیزی (مثال سوم) – desperately (قید) از روی ناچاری، از روی درماندگی (مثال آخر)
The sudden loss of his money had made him desperate.
از دست دادن ناگهانی پولش او را درمانده کرده بود.
a desperate search for a way out
جستجوی ناامیدانه ای برای یک راه برون رفت
I'm desperate for a cigarette.
من در به در یک سیگارم.
They are trying desperately to find a solution.
آن ها با درماندگی دارند تلاش میکنند تا یک راه حل پیدا کنند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره desperate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

