برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی poison به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل poison
(اسم) سم، زهر، ماده سمی – چیزی که خیلی مضر است
Some cleaning products are poisons.
برخی محصولات شوینده، مواد سمی هستند.
a box of rat poison
یک جعبه سم موش (سمی که موش را می کشد)
Jealousy is relationship poison.
حسادت، سم رابطه است.
poison
فعل
poisons; poisoned; poisoning
(فعل) مسموم کردن
Jealousy has poisoned our relationship.
حسادت رابطه ما را مسموم کرده است.
The food was poisoned.
غذا مسموم شده بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره poison، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


