koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی poison به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

poison

اسم

US /ˈpoɪzn̩/

poisons

(اسم) سم، زهر، ماده سمی – چیزی که خیلی مضر است

Some cleaning products are poisons.

برخی محصولات شوینده، مواد سمی هستند.

a box of rat poison

یک جعبه سم موش (سمی که موش را می کشد)

Jealousy is relationship poison.

حسادت، سم رابطه است.

poison

فعل

poisons; poisoned; poisoning

(فعل) مسموم کردن

Jealousy has poisoned our relationship.

حسادت رابطه ما را مسموم کرده است.

The food was poisoned.

غذا مسموم شده بود.