برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی recover به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل recover
(فعل) بهتر شدن بعد از یک دوره بیماری – پیدا کردن یا برگرداندن (مثال دوم) – بهبود کردن وضعیت دارایی یا سرمایه بعد از یک سقوط یا رکود (مثال سوم)
It took her a while to recover after the operation.
کمی طول کشید تا بعد از آن عمل جراحی بهبود یابد.
The police eventually recovered the stolen paintings.
در در نهایت نقاشی های دزدیده شده را پیدا کرد.
Profits are expected to recover in the current financial year.
انتظار می رود که سود در سال مالی جاری بازیابی شود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره recover، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


