koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی disadvantage به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

disadvantage

اسم

US /ˌdɪsədˈvæntɪʤ/

disadvantages

(اسم) اِشکال، عیب، نکته منفی (دو مثال اول) - at a disadvantage در موقعیت نامناسب نسبت به بقیه (مثال سوم و چهارم) - be/work to the disadvantage of somebody علیه کسی یا موفقیت کسی بودن، به ضرر کسی بودن (مثال آخر)

This method has one major disadvantage: its cost.

این روش یک اشکال عمده دارد: هزینه آن.

There are disadvantages to living in a rural area

کاستی هایی در زندگی کردن در یک منطقه روستایی وجود دارد.

She felt that her lack of formal education put/placed her at a disadvantage in the business world.

او احساس می کرد که نداشتن تحصیلات رسمی او را در موقعیت نامناسبی نسبت به بقیه در دنیای تجارت قرار میدهد.

She felt that being so young put her at a disadvantage for the executive position.

او احساس کرد که کم سن و سال بودن، او را در یک نابرابری با دیگران برای آن سمت اجرایی قرار می دهد.

This system works to the disadvantage of women.

این سیستم به ضرر بانوان است.