برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی disadvantage به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل disadvantage
(اسم) اِشکال، عیب، نکته منفی (دو مثال اول) - at a disadvantage در موقعیت نامناسب نسبت به بقیه (مثال سوم و چهارم) - be/work to the disadvantage of somebody علیه کسی یا موفقیت کسی بودن، به ضرر کسی بودن (مثال آخر)
This method has one major disadvantage: its cost.
این روش یک اشکال عمده دارد: هزینه آن.
There are disadvantages to living in a rural area
کاستی هایی در زندگی کردن در یک منطقه روستایی وجود دارد.
She felt that her lack of formal education put/placed her at a disadvantage in the business world.
او احساس می کرد که نداشتن تحصیلات رسمی او را در موقعیت نامناسبی نسبت به بقیه در دنیای تجارت قرار میدهد.
She felt that being so young put her at a disadvantage for the executive position.
او احساس کرد که کم سن و سال بودن، او را در یک نابرابری با دیگران برای آن سمت اجرایی قرار می دهد.
This system works to the disadvantage of women.
این سیستم به ضرر بانوان است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره disadvantage، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


