برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی progress به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل progress
(اسم) پیشرفت - in progress در حال رخ دادن یا در حال انجام
(فعل) در زمان جلو رفتن – پیشرفت کردن یا ارتقاء دادن طی دوره زمان (مثال دوم) – جلو رفتن از نظر مکانی
Time is progressing, so I’ll be brief.
زمان دارد می گذرد پس من خلاصه خواهم کرد.
Construction is progressing well.
ساخت و ساز به خوبی در حال پیشرفت است.
The enemy has processed two kilometers in our territory.
دشمن دو کیلومتر در خاک ما پیش روی کرده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره progress، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

