برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی progress به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل progress
(اسم) پیشرفت - in progress در حال رخ دادن یا در حال انجام
(فعل) در زمان جلو رفتن – پیشرفت کردن یا ارتقاء دادن طی دوره زمان (مثال دوم) – جلو رفتن از نظر مکانی
Time is progressing, so I’ll be brief.
زمان دارد می گذرد پس من خلاصه خواهم کرد.
Construction is progressing well.
ساخت و ساز به خوبی در حال پیشرفت است.
The enemy has processed two kilometers in our territory.
دشمن دو کیلومتر در خاک ما پیش روی کرده است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره progress، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

