برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی survey به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل survey
(اسم) نظر سنجی (مثال اول) – مطالعه یا تحقیق یا بررسی چیزی (مثال دوم) – بررسی و اندازه گیری یک قطعه زمین با هدف تهیه نقشه آن (مثال سوم)
to carry out/do/conduct a survey
نظر سنجی کردن
a historical survey of children's clothing
یک بررسی تاریخی درباره لباس پوشیدن بچه ها
an aerial survey
یک نقشه برداری هوایی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) یک گزارش یا توصیف کلی (مثال اول) – بازبینی دقیق یک ساختمان و بررسی شرایط آن (در آمریکایی از واژه inspection در این معنی استفاده می شود)
a survey of European theatre
گزارشی در خصوص تئاتر در اروپا
(فعل) نظر سنجی کردن (مثال اول) – بررسی کردن، (مثال دوم) – بررسی یا اندازه گیری کردن یک تکه از زمین (مثلا با دوربین نقشه برداری - مثال سوم) – گزارش تهیه کردن یا ارائه دادن – بازبینی کردن یک ساختمان برای سنجش شرایط آن (در آمریکایی از واژه inspect استفاده می شود) - survey course کلاس درسی در دانشگاه که جنبه معرفی چیزی را دارد – surveyor نقشه بردار
62 percent of those surveyed said that the economy was doing well.
62 درصد از کسانی که از آن ها نظر سنجی شد گفتند که اقتصاد اوضاع خوبی دارد.
She surveyed herself in the mirror before going out.
او قبل از اینکه بیرون برود خودش را در آینه برانداز کرد.
In Taiwan, there are four areas which will be surveyed and examined this year by the WHO.
در تایوان چهار منطقه توسط بهداشت جهانی مورد نقشه برداری و آزمایش قرار خواهد گرفت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره survey، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


