برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی prosecute به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل prosecute
(فعل) تحت محاکمه یا تعقیب قضایی قرار دادن (مثال اول) – (در مورد وکیل) به عنوان وکیل تحت پیگرد قرار دادن کسی یا پرونده ای – پیگیری کردن کاری، ادامه دادن کاری (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره prosecute، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


